avatar عراق – اربعین ۱۳۹۲
  • اربعین عراق سفر عجیبیست. مطمئن هستم که عکس ها و فیلم ها حتی ذره ای از ابعاد این واقعه را آشکار نخواهد کرد. واقعه ای که دیگر نیاز به چشم دل هم ندارد. آنقدر آشکار و عیان است که چشم سر برای درکش بس است. کافیست خود را در سیل امت حسین (ع) رها کنی. آنگاه می بینی که معجزات حسین بن علی (ع) نیاز به چشم دل ندارند. همانطور که همه ید بیضا موسی(ع) را دیدند و زنده شدن مردگان عیسی (ع) را با چشم سر دیدند، اربعین حسین هم آنقدر عظیم و وصف نشدنی است که کافی است در مسیر به دور و بر خود نظر کنی و معجزات را به نظاره بنشینی.

 

 

 عجیب، این پرچم های رنگارنگ کشورها در مسیر کربلا، روحیه ام را دو چندان می کرد. احساس  می کردم دوران تنهایی شیعه دیگر به سر رسیده.

 اغلب این عکس ها بر لباس و وسایل زائران غیر ایرانی نقش بسته بود.  آی  که چقدر لذت دارد اینکه از نزدیک صدور انقلاب را اینطور لمس کنی.  آری این است ثمره خون شهدایمان در شلمچه و خیبر و اروند و…

با اینکه ندار بودند، اما تمام وجودشان را برای اربعین می گذاشتند. این را خودشان می گفتند.

یاد شهدایمان بخیر. پشت پیراهن های خاکی شان می نوشتند راه قدس از کربلا می گذرد.

این قهوه عراقیه. بسیار تلخ. صحنه که زیاد تکرار می شد، این دکه های قهوه عربی بود.

این عکس رو خیلی دوست دارم و حتما در وبلاگ برایش خواهم نوشت.

مردد بودم که این عکس را بگذارم یا نه. اینجا مرز عراق است و در آن روز آنقدر ازدحام زائرین زیاد بود که عراق مجبور شد از ماشین های ارتش برای رساندن زوار به نجف استفاده کند. ما هم سوار شدیم. حس غریبی بود. حدود ۲۵ سال پیش همین ارتش…

بگذارید راحتتان کنم. این عرض از جمعیت را در ۹۰ کیلومتر ضرب کنید. می شود جمعیتی که امسال در هر روز روانه کربلا می شد.

انگشتان دستم از سرما بی حس بود که این عکس را ثبت کردم. صبح روز دوم.

در مسیر برگشت، آنقدر خسته بودم که خودم را با این عکس ها مشغول می کردم، شاید زمان بگذرد. عکسی از طلوع زیبای خورشید.

 

این سید عزیز و خوش صحبت موهبتی بود  در مسیر. انسان عجیبی بود. هنوز افسوس گم کردن اش در ازدحام جمعیت  را می خورم.

 نمی دانید چه دلگرمی داشت دیدن این بیلبوردها در طول مسیر.

 تگ های این مطلب :, ,   

4 پاسخ به عراق – اربعین ۱۳۹۲

  1. avatar حسین نوشت :

    سلام بر حسین و زوار حسین ع
    زیارتت قبول باشه انشالله

    باوجود زیبایی و مفهوم تک تک عکسها ، اما غالب عکسهااز نمای پشت سر زوار گرفته شده ، شاید میشد زاویه های متنوع تری رو انتخاب کرد، البته شاید.
    اما توضیحی که برای عکس ماشین های ارتش عراق نوشتی خیلی جالب بود، آفرین به این حضور ذهن! حتی بنظرم ایده جالبیه برای یه فیلم کوتاه چند دقیقه ای ، تلفیقی از آرشیو جنگ و رزمنده ای که امروز با همین ماشین ها راهی کربلا میشه.
    باز هم زیارتت قبول باشه….

    انشاالله که توفیق پیدا کنم من هم سال آینده ، حضورا شاهد این معجزه باشم …
    التماس دعا

  2. avatar حسین نوشت :

    سلام رفیق
    یادش بخیر ستونهایی که با انسان حرف میزدند ستونهایی که گویی خودعاشقتر ازهمه بودند وآن بغض زیبا ونوای زیبای میثم کنارقدمهای جابر….

  3. avatar مریم نوشت :

    عکسا خیلی عالین، این دومین باره میام میبینم. بار اول که دیدم بد جور بغض گلومو گرفت، حسابی هوایی شدم…زیرنویس عکسا حرف ندارن.

  4. avatar زهرا نوشت :

    سلام.من تاحالا کربلا نرفتم و خیلی نمی تونم حس اونایی که رفتنو درک کنم.بالاخره شنیدن کی بود مانند دیدن؟
    عکس هاتون زیبا بود.از خدامی خوام اگر روزی قراره به اونجا برم،قبلش توفیقش رو پیدا کرده باشم و تا آخر عمرم هم فراموش نکنم و ادامه دهنده واقعی راهشون باشم، نه اینکه بعد چند هفته همه چیزو فراموش کنم و ….
    انشاا… محقق شه
    در پناه حق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *