avatar باغ بی برگی

وقتی که

می رفتی

بهار بود…

تابستان که

نیامدی،

پاییز شد…

پاییز که برنگشتی

پاییز ماند…

زمستان که نیایی

پاییز می ماند…

تو را به دل پاییز ات

فصل ها را

به هم نریز…

“عباس معروفی”

عکس: سید مرتضی

  

1 پاسخ به باغ بی برگی

  1. avatar م......... نوشت :

    تو رفتی…!

    قطاری فریادزنان رفت

    شاپرکی از شاخک خاطره پرزد و رفت

    همه رفتند

    نور رفت

    صدا رفت

    نفس رفت

    همه گم شدند

    در نگاه خیره من

    ناشناسی آن سوتر دادی زد

    کات .. یعنی تمام

    و من چه ساده می اندیشیدم به آغاز مجدد با تو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *